سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

نقد و بررسی بازی Brink 2011


از ابتدا قرار بود که بازی جدید Splash Damage اثری بسیار نوآور و بلند پرواز باشد. زمان زیادی صرف تولید این بازی شد و افراد بزرگی هم پشت ساخت آن بودند که به تازگی بازی وارد بازار شد. با هم بررسی می کنیم تا ببینیم آیا این بازی ارزش صبر کردن را داشت؟


داستان

داستان Brink حول محور شهری به نام The Ark می گذرد.

این شهر خیالی که در سن فرانسیسکو ساخته شده، قرار بوده که مدینه فاضله ای برای مردم باشد که فقط 5000 نفر در آن زندگی کنند، ولی جمعیت مردم طی چند سال به 50000 نفر افزایش یافت و نتیجه کمبود غذا، پوشاک و وضعیت اقتصادی بد شد. در این بین، گروهی به نام Resistance شکل گرفت تا علیه دولت و مشکلات آن ایستادگی کند. این گروه خود را به اسلحه های پیشرفته مجهز کرد و به جنگ دولت رفت. از آن طرف دولت هم با تشکیل گروهی به نام Security سربازهای خبره ای را استخدام کرد تا علیه Resistance برخیزند. داستان بازی همین موضوع ساده و بسیار کلیشه ای را مطرح می کند و چیز خاصی ندارد. Brink از آن دسته بازی هایی است که با ارائه یک پیش زمینه داستانی، تمام مراحل خود را توجیح می کند، پس زیاد به این قسمت بازی توجه نکنید.


گرافیک

Brink از لحاظ بصری خیلی شبیه به ساختار دنیای Killzone است، ولی از نظر رنگ بندی شبیه به رنگ های شاد Mirror"s Edge است. متأسفانه Brink نمی تواند به خوبی به هیچ یک از عناوین نام برده شده برسد و ما با یک بازی معمولی از نظر بصری روبرو هستیم. نکته ای که مطرح می شود، طراحی شخصیت ها بازی است. سازندگان سعی کرده اند دنیایی خیالی با شخصیت های خیالی خلق کنند که به درد بخش چندنفره بازی می خورد، ولی عملاً این طرح ها خیلی زمخت و زشت هستند. بازی پر از HUD است و بیشتر از تصاویر، شما مشغول دیدن نوشته ها هستید. هر آدمی یک نام بالای سرش دارد و دور تا دور تصویر پر از اطلاعات است. این موضوع به شدت به گرافیک و گیم پلی بازی ضربه زده و دید شما را کم می کند. استفاده از رنگ های شاد خیلی خوب کار شده و بازی بسیار روشن است، طراحی اسلحه ها متنوع و خوب کار شده است.


موسیقی/صداگذاری

موسیقی های بازی خوب هستند و از قطعات متنوعی در آن استفاده شده است. صداگذاری شخصیت ها هم بسیار زیاد و متنوع است و همه شخصیت ها، چه دشمن و چه یاران خودی در طول بازی در حال حرف زدن و داد زدن هستند. اما مشکلی که در صداگذاری وجود دارد، ساکت بودن محیط است و این مسئله بدین شکل است که در خلاء صدای بلند تیراندازی و داد و فریاد بشنوید. این موضوع جوی غیر واقعی و مرده به دنیای رنگی Brink می دهد.

گیم پلی

Brink قصد داشت با ترکیب گیم پلی بازی های بزرگی چون Mirror"s Edge ،Killzone و Borderlands عنوانی بلند پروازانه خلق کند که متأسفانه در هر بخش از آن ما شکست را مشاهده می کنیم. در ابتدای بازی از شما سوال می شود که آیا دوست دارید The Ark را نجات دهید و یا از آن فرار کنید. اگر قصد نجات آن را داشته باشید، به گروه Security ملحق می شوید و اگر قصد فرار از آن را دارید، به گروه Resistance خواهید پیوست. حال باید با انتخاب جبهه مورد نظر، شخصیت خود را خلق کنید. طراحی خوبی در این بخش شده و شما می توانید کوچک ترین جزئیات را تغییر دهید و شخصیت خود را بسازید و در طول بازی با جمع آوری امتیاز بیشتر به طور مثال لباس و یا خالکوبی جدیدی آزاد کنید.
پس از ساختن شخصیت مورد نظر، یک دموی بسیار طولانی برای شما پخش می شود که در آن بازی آموزش داده می شود. درست است که Brink بازی بسیار پیچیده ای است (که این موضوع را می توان یک ضعف نامید)، ولی آموزش نکات اولیه بازی طی یک دمو، کار منطقی ای نیست و در طول بازی هیچ آموزشی به شما داده نمی شود که مثلاً چه دکمه ای چه کاری را انجام می دهد و دموی ابتدای بازی آنقدر طولانی و خسته کننده است که واقعاً حوصله مخاطب را سر می برد. در حالیکه قشر عظیم مخاطبان بازی کسانی هستند که به اکشن سریع عادت دارند، گذاشتن یک کلاس درس و آموزش دادن هزاران نکته در یک زمان کار منطقی به نظر نمی رسد.
پس از آموزش طولانی، شما می توانید کلاس مورد نظر خود را انتخاب کنید. مثلاً اگر سرباز باشید، قدرت تیراندازی و نارنجک بیشتری خواهید داشت. اگر پزشک باشید، می توانید خود را درمان کنید و هم تیمی های قوی تری داشته باشید. اگر مهندس باشید، می توانید کارهای زیادی با بمب و تجهیزات الکتریکی در بازی انجام دهید. این کلاس بندی ها خیلی خوب کار شده اند و در بخش چندنفره خیلی جذاب می توانند عمل کنند. پس از ورود به بازی اولین نکته ای که شما را از Brink دل سر می کند، کنترل بسیار بد آن است، به طوری که واقعاً غیر ممکن است که بتوانید به یک هدف مورد نظر به درستی شلیک کنید. این در حالیست که تکیه اصلی گیم پلی Brink بر مبنای سرعت و حرکت بیشتر است.
در اینجاست که نسخه PC بازی به دلیل وجود ماوس بهتر عمل می کند. همانطور که گفته شد، بازی الهاماتی از Mirror"s Edge گرفته که در آن می توانید با استفاده از تکنیک های پارکور از موانع بگذرید. این بخش چه از نظر کنترل و چه از نظر اجرا یک کپی محض از Mirror"s Edge است که در اول بازی شاید جالب به نظر برسد، ولی در ادامه تکراری و بی مصرف می شود. در این بازی مدام باید در حال حرکت باشید، چون از همه جا تیر می بارد و همیشه باید دقت کنید که در کنار هم تیمی های خود هستید. بازی از نظر جای دادن عناصر RPG شبیه به Borderlands کار شده، ولی فاصله زیادی از فرمول موفق آن بازی دارد.
Borderlands در عین سادگی دنیای عظیم و مضامین بسیار زیادی را در اختیار شما قرار می داد، ولی Brink در استفاده از آن ها مشکل دارد. تعداد بی شمار اسلحه ها نکته مثبتی از Brink می تواند باشد که این موضوع هم نگاهی بر موفقیت Borderlands داشته است. هوش مصنوعی یاران خودی و دشمنان بسیار ضعیف است و آنقدر محیط ها شلوغ و آدم ها شبیه به هم هستند که سخت می توان دشمن را از یار خودی تشخیص داد. بخش چندنفره بازی با توجه به مضامین بازی خوب است، ولی دارای Lagهای فراوان بوده که باعث شده Brink از اصلی ترین تکیه گاه خود که در حقیقت خلق یک بازی چندنفره خوب است هم ضربه بخورد. به طور کلی Brink بازی سختی است که بیشتر این سختی، از مشکلات گیم پلی آن سرچشمه گرفته است. پیچیدگی Brink هم نشان از غنی بودن بازی نیست، بلکه نشان از بی نظمی سازندگان در استفاده از ابزارها است.


نتیجه گیری

Brink آنقدر بلند پروازی کرد که با اشتباهاتش سقوط سنگین تری را تجربه کرد. متأسفانه بازی در هیچ زمینه از ایده های سازندگان، موفق عمل نکرد و حرکتی که سازندگان بر لبه تیغ داشتند منجر به سقوط و بریده شدن تمام ایده های آن ها شد.


» نظر